ميرزا حسن حسينى فسايى

748

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

كوه‌گيلويه محروم بود به تقويت نواب رضا قلى ميرزا ، نايب الاياله جمعيتى از الوار فراهم آورده به جانب بهبهان حركت نمود و نواب نجف قلى ميرزا والى بهبهان ، جماعتى را به استقبال او فرستاد ، در دو فرسخ مشرقى بهبهان ، تلاقى شده ، جنگ نمودند و ميرزا عبد اللّه خان پسر ميرزا - منصور خان كه زور رستم و نيروى اسفنديارى داشت كشته گشت و در آخر كار فرستادگان والى شكست يافته ، فرار نمودند و روز ديگر قصبه بهبهان در تصرف ميرزا منصور خان درآمد و نواب والى به جانب شيراز شتافت . و هم در اين سال : [ 1247 ] نواب فرمانفرما ميرزا محمد حسين وكيل « 1 » مملكت فارس را از حكومت فسا و داراب كه اباعن جد با او بود ، معزول داشت و حكومت داراب را به ولد ارجمند خود جهانگير ميرزا عنايت كرده ، او را صاحب‌اختيار داراب گفتند و حكومت فسا را به داماد خود ، ميرزا ابو الحسن خان برادر كهتر ميرزا محمد حسين وكيل واگذاشت و نقش نگين مهر او را چنين نگاشتند : گلى كه نكهت خلقش صفاى هر چمن است * حسن صفات حسينى نسب ، ابو الحسن است و هم در اين سال : [ 1247 ] نواب حسين على ميرزا فرمانفرما ، نصير خان لارى « 2 » بيگلربيگى لارستان را از ايالت لار و سبعه معزول داشت و حكومت لارستان را به احمد خان بستكى ، خالوى نصير خان مزبور ارزانى داشت و ايالت سبعه را به ولد ارجمند خود ، نواب امام قلى ميرزا غضنفر « 3 » - الدوله بخشيد و در اوايل اين سال نواب فرمانفرما ، حكومت شولستان و ممسنى را به ولد ارجمند خود نصر اللّه ميرزا عنايت فرمود و بعد از ورود به صحراى نورآباد شولستان ، ولى خان ممسنى كلانتر طايفهء بكش « 4 » ممسنى ، سر از اطاعت شاهزاده كشيد و چون يوسف خان گرجى وزير نواب نصر اللّه ميرزا در مجلس ، سخنى زشت به ولى خان گفت ، ولى خان بىتأمل او را بكشت . و عيد نوروز سنه لوىئيل در شب هفدهم ماه شوال اين سال 1247 « 5 » اتفاق افتاد و اعليحضرت شاهنشاهى جشن نوروزى را در دار الخلافه طهران به سلامتى گذرانيد و از گرمسيرات فارس براى نواب فرمانفرما خبر آوردند كه مرتضى قلى خان ايل‌بيگى در جناح حركت به جانب نواحى كرمان است و نواب معزى اليه ، محمد على خان ايلخانى را « 6 » براى استمالت او از شيراز روانه داشت و بعد از چند روزى عريضه فرستاد كه قبل از ورود من ، مرتضى قلى خان ايل‌بيگى ، ايلات قشقائى را به صوب كرمان برده و على اكبر خان نفر « 7 » با ايل نفر و بهارلو و معصوم خان اينالو با ايل اينالو ، با ايل بيگى موافقت كرده بودند و اين بنده براى بازآوردن آنها به جانب كرمان رفتم لكن بواسطه رنجش از ميرزا محمد على مشير الملك ، عود به فارس نخواهند نمود و

--> ( 1 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، جلد دوم ، بزرگان بازار مرغ شيراز : او متولد 1212 ، متوفى 1273 بود و در فسا فوت كرد . ( 2 ) . متوفى به سال 1255 . ر ك : فارسنامه ناصرى ، ج 2 . ( 3 ) . در متن : ( غظنفر ) . ( 4 ) . يكى از طوايف ممسنى . بكش به فتح اول و كسر دوم - ناحيه بكش در بيشتر نواحى گرمسير است و هواى بعضى از آن در كمال اعتدال ( فارسنامه ناصرى ، ج 2 ، بلوك ممسنى ) . ( 5 ) . برابر با 21 مارس 1832 . سال در ساعت يك و پنجاه و سه دقيقه از شب چهارشنبه هفدهم شوال تحويل شد . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 65 . ( 6 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 109 ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 35 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 36 .